167
بی قراری ات را تنهایی ایستاده ای
کنار پنجره ای که سردی اش را گریه می کند
به پای شعله نفس هایت
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۱ ساعت 19:8 توسط نائله یـوسفی
|
کنار پنجره ای که سردی اش را گریه می کند
به پای شعله نفس هایت
دستانم بی دست های او
باجیب هایم کنار آمده اند
و پیری ام را قدم خواهم زد
روی عصر ِ دلگیر ِخیابان هایی
که یاد او به زیرشان خواب است